nikannikan، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

❤پسر هایی از جنس عشق❤

تولده 6 سالگی نیما جونممممممم

یه سلام گرم تو یه روزه داغ به همه ی دوستان عزیزم......... جشن تولده ٦ سالگی نیما برگذار شد... جای همتون خالی بود... یه جشن ساده و خودمونی با چند تا از دوستای عزیزمون...... جای همه خاله عمه عمو دایی مامان یزرگ بابابزرگ ها واقعا خالی بود نیما ی عزیزم شما ٥ سالگی رو تموم کردی و وارده ٦ سالگی شدی.. بزرگ شدی پسرم ولی اگه یه مرده ٥٠ ساله هم بشی هنوز برای من یه پسر بچه ی شیطون ودوست داشتنی هستی که هر وقت نگات میکنم غرق لذت میشممم مامان جون خیلیییییییییییییییییییییی دوستت دارم ایشالا ١٠٠ ساله بشی و همیشه سلامت باشی .. وقتی بزرگتر شدی و این ومطالبو خوندی یادت بمونه که بابا نادر برای خوشحال کردن شماا و راحت زندگی کردنتون خیلی زحمت میکشه قدرشو بدو...
30 خرداد 1391

اولین اپ در خونه جدید!!!

  سلامممممممم سلاممممممممممم خوبید دوستای گلمممم؟ نی نی هاتون خوبن؟ ما هم خوبیم و شکر خدا کارامون تقریبا تموم شده.. کارهای رسیدگی به خونه بیشتر شده چون علاوه بر خوده خونه کار های حیاط هم هست که باید انجام داد و چون ما نا وارد هستیم خیلی وقت باید بزاریم اقای همسر چمن میزنه .. من   گل میکارم..و کار پشت کار دیوز که هوا خیلییییییییییییی گرم بود ٣٨ درجه تصمیم گرفتیم استخر رو تمیز کنیم( مامان زری )با (ماریو )اومدن خونمون اول یه سری برگ و شاخه ی درخت هارو با اره برقی قطع کردن چون خیلیی رشد کرده بودن وبلند شده بودن و بعد رفتیم سراغ استخر  وای که چقدر کثیف بود و بعد از یک سال خیلی کار داشت ...
24 خرداد 1391

!!!!

خوب روزه اسباب کشی رسیدههههه من از این خونه میرممم.. این خونه برام پر از خاطره های خوبه تولده نیما...تولده نیکان.... این 2 اتفاق از بهترین خاطره هامه.... میدونم دلم برای اینجا تنگ میشه 5 سال توش زندگی کردمممم و روزای قشنگیو توش گذروندممم.... این پست برای اینه که هیچ وقت یادم نره که زندگیمو با نادر با هیچ شروع کردمم و شکر خدا حالا صاحب خونه شدیم... اپارتمان 302 هیچ وقت از یادم نمیره جایی که وقتی دلتنگ بودم اشک میریختم.. و وقتی شاد بودممم لبخند میزدممم.. ومیشه گفت دیوار های این خونه سنگ صبورمممم بود..... امیدواری همه ی دوستانمم به همه ی ارزوهای قشنگشون برسن.... پ.ن: تا چندد وقت نت ندارمممم خدانگهداره همتون باشهههه پ.ن:3 روز دیگه تولده...
8 خرداد 1391

احوالات این روزای ما......

بعدا نوشت: دوستان عزیزم شاید به مدت 2 هفته نت نداشته باشم به محض وصل شدن نت اپ میکنم درود به دوستای گلممممم و نی نی های نازشون سلام به پسرای نازنینممم.. امروز یه وقت کوچیک پیدا کردم تا بتونم اپ کنم .... امروز 3 شنبه و ما شنبه خونه رو تحویل میگیریم و 2 شنبه که بابا نادر کار نمیکنه اسباب کشی میکنیم این روزا خونمون همه چی قاطی  و شلوغه و هیچی سره جای خودش نیست .. تقریبا بیشتره وسایلا جمع شده و فقط لباسها مونده و یه کم وسایل اشپزخونه که دم دستیه و لازم داریم... یه روز یکی از دوستای خوبم اومد خونمون و تو جمع کردن وسایل کمکم کرد زهرا جون ممنونمممممممممم.... دیروز مامان زری از ایران اومد و نیما به شدت خوشحال بود و کلی کیف کرد.. یه ...
4 خرداد 1391
1